لینک های روزانه
    برای ما بنویسید



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    سمانه
    ۲۱ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۴۰
    آقای جهانبخش لطفا به گونه ای بنویسید که برای همه نوع از مخاطبان قابل فهم باشد با این همه تکلف و کلمات مشکل چه چیزی را میخواهید به مردم بفهمانید اینکه دایره ی واژگانتان بالاست؟ و اگر واقعا هدف آگاه سازی مردم هست لطفا ساده و قابل فهم بنویسید. از بزرگواری شما ممنونم

    پاسخ:

    بانویِ خشمگین!
    درود و سلامِ مرا پذیرا باشید!
    از لطفِ عتاب‌آلودتان سپاسگزارم.
    گونۀ نگارشی و نگرشیِ من بیگمان و راست چونان آنِ همگان، پسندهایِ ذهنی و آزمونهایِ زیستیِ مرا آینگی می‌کُنَد، و بَرگُزینشِ هر واژه از میانِ واژگان، انگیزه‌ای دارد.
    پنداشتِ خودم آن بوده است که در هر نوشتار تناسبِ موضوع را با زبان پاس داشته‌ام و هر بیانی را زبانی است.
    دور نیست آنسان که خشم و خروشِ شما حکایَت می‌کُنَد، گاهگاه از جادۀ صَواب دور افتاده باشم. ... بر من ببخشایید!

    بی هیچ پَروا پُرسیده‌اید: «چه چیزی را میخواهید به مردم بفهمانید اینکه دایره ی واژگانتان بالاست؟»!!!
    اعتراف می‌کنم که پاسخِ قاطعِ این پُرسش را نمی‌دانم. باید انگیزه‌ها و اندیشه‌هایم را نیک بکاوم. دور نیست من هم چونان بسیاران، از سودایِ خودنمایی برکران نباشم. که می‌دانَد؟ ... باری، اگر هم گاه این انگیزه در کار و بارم دخیل بوده باشد، بی هیچ تردید همیشگی نبوده است.
    راقم را در کارِ زبان پَسَندهایی است فَراتر و ریشه‌دارتر از چُنین هیجانها!!!
    نمونه را، شما می‌گویید: «دایره ی واژگانتان بالاست». من می‌گویم: دایرۀ واژگان تَنگ است یا فَراخ؛ نه، پایین یا بالا.
    بگذریم. ... بازهم سپاسگزارم و دریچه یِ ذهن و ضَمیرم را هرگز بر انتقاد نمی‌بَندم.
    پیروز و کامگار باشید!
    سمانه
    ۲۱ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۳۷
    من به نوشتن شما اعتراض دارم چرا به نحوی نمی نویسید که روان و سلیس باشد و مردم به راحتی متوجه منظورتان بشوند ؟
    طاها عبداللهی
    ۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۳۷
    سلام و عرض ادب خدمت استاد جهانبخش
    ببخشید آیا حضرتعالی در تهران سکونت دارید؟
    اگه تهران هستید ، آیا جلسه ای کلاس درسی دارید یا خیر

    با تشکر
    پاسخ:
    با سلام و احترام
    من بنده ساکنِ اصفهانم و چند سالی است از تدریسِ رسمی نیز یکسره کناره جُسته ام. تنها اشتغالِ داعی تحصیل است؛ ان شاء الله چندان که از نعمتِ حیات برخوردار باشم. گاه در خدمتِ تنی چند از دوستان کمی متونِ قدیمه می خوانیم و لا غیر.
    احمد
    ۹ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۶:۵۹
    سلام آقای جهانبخش
    حضرتعالی در ابتدای مقاله: انتحال و ابتذال در اخلاق پژوهی عرفانی، بیتی از حافظ شیرازی آورده اید که در مصرع دوم آن عبارت غش آمده است.
    سوال بنده از شما این است که بر سر حرف غین، فتحه صحیح است یا کسره.
    لطفا دلایل شما بزرگوار را می خواستم بدانم زیرا از هر دو تلفظ بسیار در جمع حوزوی و دانشگاهی استفاده می شود.
    با تشکر
    پاسخ:
    با سلام و سپاس
    در شماری از کتب لغت هم غَش و هم غِش به معنای خیانت و خدعه و ... آمده و در شعر حافظ البته خوانش غَش متعین است. میان این دو خوانش تفاوتهائی هم هست بیرون از "حوصله" ی این مقام.
    مجتبی
    ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۴۱
    با سلام خدمت شما محقق ارجمند.

    امکانش هست لطف کنید و بفرمایید تحقیقی که درباره ی ابیات منسوب به امام سجاد علیه السلام انجام داده اید٬ در کدام یک از مقالاتتان که در اینترنت هست موجود می باشد؟ آیا مطلبی در این باره در همین سایتتون قرار داده اید؟
    با سپاس.

    توضیحِ جویا جهانبخش:
    با سلام و سپاس
    گمان می کنم مقصودِ شُما مَقاله ای باشَد که نَخُست در مجلّۀ دریچه طبع شُد و سپس در کتابِ «مأثورات در ترازو» درج گردید. عجالَةً از این که آن مقاله در فضایِ مَجازی هَم نَقل شُده باشَد، بیخبَرَم؛ ولی به هر روی در کتابِ «مأثورات در ترازو» ، در دسترس است.
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۱۶۹٫۹۶۹ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۱۸۷ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۱۸۶

    پر بازدیدترین یادداشت ها :
    مقالات تير ۱۳۹۳
    دریغا که بی ما بسی روزگار برویَد گُل و بـشکُـفَد نوبَهار (کلّیّاتِ سعدی، چ أَمیرکبیر، ص 383) نَظَری به نوشتارهایِ بعضِ گُزارَندگان بوستانِ سعدی چُنین می‌نماید که گویا ایشان، «نوبهار» را در این بیتِ شیخِ شیراز به معنایِ فصلِ بهار و بهاران گرفته‌اند. آقایِ صدرالدّینِ زمانیان در شرحِ خویش بر بوستان (ص 741)، در معنایِ «بروید گل و بشکفد نوبهار» نوشته است: «گل‌ها...
    سه شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۴۸
    دوستِ هَمدِلِ پاک‌رای‌ام، استاد حُجّة الإِسلام و المسلمین شیخ علیِ فاضلی ـ دام إفضالُه ـ (که خود از یادگارانِ بُیوتِ عِلم و أَدب در إِقلیم پارس است و فیروزآبادی تَبار)، از برایم حکایت فرمود که سالها پیش در فیروزآباد بر بسیاری از گورها این بیتهایِ بوستانِ سعدی را نبشته دیده است: دو بیـتم جـگر کرد روزی کباب که می‌گـفت گویـنده‌ای با رَباب دریـغا کـه بی‌ ما...
    سه شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۴۵
    آنان که به کُنجِ عافیت بنشَستَند دندانِ سگ و دهانِ مردم بستند کاغـذ بدریدند و قَـلَم بشکسـتند وز دستِ زبانِ حرف‌گیران رستند این رباعی در بخشِ رباعیاتِ کلّیّاتِ سعدی نیامده است ولی از سعدی است و در گلستانِ شیخ که می‌دانیم جُز بر سُروده‌هایِ خودِ سعدی اشتمال ندارد و ـ به قولِ خودش ـ از شعرِ متقدِّمان به طریقِ استعارت در آن تلفیقی نرفته است، هست. باری،...
    چهارشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۰۱
    یکی از اخبار خوشمزه این روزها که برای ما تماشاگران این گوشه تاریخ و زاویه زمان، اسباب خنده و تفریح معتنابهی گردید، تحلیل یکی از «رجال» معاصر دربارۀ پایان نامه ای مرتبط با حقوق اسلامی است که در فرنگ گذرانده شده باشد. قضیه از این قرار است که یک نماینده مجلس شورا به نام «جواد کریمی قدّوسی» که «نمایندۀ مشهد» است و «فرمانده پیشین بسیج منطقۀ خراسان»، «در نطق 25 خرداد...
    چهارشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۱۷
    دوستی می گفت: یکی از مشکلات من در قرائت قرآن کریم، سجده های واجب آن است. گفتم: چهار سجده واجب که بیشتر نیست! گفت: مشکل این است که در قرآن های چاپی غالباً میان سجده واجب و غیر واجب تفاوتی نگذاشته و فقط یک نشانه سجده چاپ کرده اند. من هم یادم می رود و در ذهنم نمی ماند کدام سجده واجب است و کدام غیر واجب. گفتم: سجده های واجب آنگونه که در کتاب های مشهور و متعارف فقه شیعه...
    يكشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۳ ساعت ۲:۳۰
    در داستانِ آن «أَمیر و غلامش که نماز باره بود و أُنسِ عظیم داشت در نماز و مُناجاتِ با حَق» که در دفترِ سومِ مثنوی معنوی آمده است، می‌خوانیم که وقتی أمیر از تأخیرِ غلام در خروج از مسجد به تنگ آمد و او را آواز داد که: چرا برون نمی‌آئی؟، غلام گفت: صبر کُن نَک آمدم ای روشنی! نیستم غافل که در گوشِ مَنی (تصحیح نیکلسون، د:3، ب: 3064) «نیستم غافل که در گوشِ مَنی»، یعنی...
    جمعه ۶ تير ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۰۲
    انتشارِ نسخه برگردانِ مثنوی یِ خطّیِ مُوَرَّخِ 677 ﻫ . ق. که در قونیه نگاهداری می‌شود و از همین روی به نامِ «نسخه قونیه» نامبُردار گردیده است، در ترکیه و در ایران، دسترسِ پِژوهندگان را به این دستنوشت که پیش از این موردِ استفاده نیکلسون هم واقع شده و مبنایِ ویراستِ نِهائیِ وی از مثنویِ معنوی بود، آسان ساخت و گویا همین دسترسِ آسان و رونقِ بازارِ چاپ و انتشارِ مثنوی...
    جمعه ۶ تير ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۲۲