لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۲۰۳٫۲۷۴ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۸۵ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۱۹۸
    بازدید از این یادداشت : ۵۶۷

    پر بازدیدترین یادداشت ها :
    واژۀ " رِثا / رِثاء "( به معنایِ : گریستن و مویه گری بر مُتَوَفّیٰ ، واگویه گریِ نیکیهایِ مُتَوَفّیٰ ، ستودنِ مُتَوَفّیٰ در شِعر یا نَثرِ أَدیبانه ،... ) ، یکی از واژگانی است که در زبانِ امروز سخت موردِ سهل انگاری و ستم و إِجحاف قرار گرفته است ، دستِ کم از سه چشم انداز :
    ألف )خوانِش :
    "رِثا / رِثاء" را بسیاری از هَمروزگارانِ ما به زبرِ یکم (: رَثا / رَثاء ) می گویند و می خوانند ، حال آن که تلفُّظِ صحیح و أَصلیِ این واژه ـ یا دقیق تر بگویم : تلفُّظِ قاموسیِ آن ـ به زیرِ یکم (: رِثا / رِثاء ) است .
    ب)نگارِش :
    در یکی از مجلّاتِ معتبرِ کتابگُزاری تاکنون دوبار در کمالِ شگفتی دیده ام که " رِثا " را با سین نوشته و مثلًا آورده اند : " در رسای فلان کس چنین و چنان گفته شده است ".
    ج)مدلول :
    دقّت در پاره ای از مَلفوظات و مَکتوباتِ بعضِ معاصران نشان می دِهَد که مُفاد و معْنیٰ و مدلولِ " رِثا " نیز بر شماری از گویندگان و نویسندگان پُر واضح نیست .
    نمونه را ، در یادداشتی که " دبیرِ گروهِ حُقوق ِ" هفته نامۀ صدا به یادِ حُقوقدانِ مِفضالِ فقید ، شادروان دکتر أمیر ناصرِ کاتوزیان ، نوشته است ، می خوانیم :
    " ... دکتر ابوالفضل قاضی شریعت پناهی از استادان بزرگ حقوق اساسی ایران که ... خود در سال 1376 دار فانی را وداع گفت پس از بازگشت دکتر کاتوزیان به دانشکده شعری را در رثای او سرود که ..." (ش4 ، ص 71 ).
    چگونه ممکن است کسی که به سالِ 1376 درگذشته است در رِثایِ کسی که در سالِ 1393 درگذشته شعری گفته باشد ؟!... مرثیتْ گوئی ازبرایِ أَحْیاء؟! ... آیا به پیشباز رفته اند ؟!
    اندکی تأمّل بَسَنده است تا فرانماید که شعرِ یادشده ، نه در " رِثا "یِ استاد کاتوزیان ، که در " ثَنا "یِ وی بوده است ؛ وعَلَی-الظّاهر ناآشنائی با مدلولِ دقیقِ واژۀ "رثا" این پریشانْ نویسیِ شگفتی آفرین را رَقَم زده است.1این ناآشنائی یا سهل انگاری در دیدۀ أمثالِ من که عادت کرده ایم أهل علمِ حقوق را مردمانی مُلّا و کتاب خوانده وآشنا به زیر وبمِ ألفاظ و أسالیب بینگاریم ، زیاده شگفت می نماید ؛ لیک اگر دیدۀ واقع بین بگشائیم و پیرامونِ خویش را ژرف تر بنگریم ، خواهیم دید و دانست که بیهوده نباید چُنان برداشت و تصوُّری را که به نسلی دیگر راجِع بوده است ، در حقّ دیگران " استصحاب " کرد .
    در بَندِ نخستِ همان مقالۀ همان مجلّه ( ص 70 ) ، " دبیرِ گروهِ حقوق " ، به جایِ" فِراقِ " استاد ، از "فراغِ " او سخن گفته است !
    از قضا چند روزِ پیش بود که برایِ ابتیاعِ یکی از مؤلّفاتِ آقایِ دکتر جعفریِ لنگرودی به " کتابفروشیِ ثقفی " یِ اصفهان رفته بودم وآنجا گفت و گویِ تأمّل برانگیزی را شنودم :
    مُشتریِ جوانی که دانش آموختۀ رشتۀ حقوق بود و خود را برایِ دورۀ تحصیلیِ سپَسین ( کارشناسیِ أرشد یا دکتری؟ ) آماده می کرد ، به بانویِ کتابفروش می گفت : "... مَحْشایِ قوانین را ندارید؟ " و آن بانو ، از راهِ أدب و آزرمْ ، سخنِ او را بدین گونه تصحیح می کرد که : "... بله ، مُحَشّایِ موردِ نظرتان اینجاست ! " .
    راستی ، در مراکزِ آموزشِ عالیِ " ممالکِ محروسه " چه می گذرد؟!...آیا با چُنین بِضاعتهایِ عِلمی و زبانی ، این دانش-آموختگانِ حُقوق از پسِ قِرائت و فَهمِ متونِ فقهیِ قُدَمائی برمی آیند؟ ...کسی "دِلواپَس " نیست؟!...در چُنین موارد ، حَقّی از کسی ضایع نشده-است؟!!

    باری ،مجموعِ چُنین أَحوال نشان می دِ هَد که سزاوار است امروز در " رِثا "یِ خودِ "رِثا " نیز سخن بگوئیم!


    ۱. این ناآشنائی یا سهل انگاری در دیدۀ أمثالِ من که عادت کرده ایم أهل علمِ حقوق را مردمانی مُلّا و کتاب خوانده وآشنا به زیر وبمِ ألفاظ و أسالیب بینگاریم ، زیاده شگفت می نماید ؛ لیک اگر دیدۀ واقع بین بگشائیم و پیرامونِ خویش را ژرف تر بنگریم ، خواهیم دید و دانست که بیهوده نباید چُنان برداشت و تصوُّری را که به نسلی دیگر راجِع بوده است ، در حقّ دیگران " استصحاب " کرد .
    در بَندِ نخستِ همان مقالۀ همان مجلّه ( ص ۷۰ ) ، " دبیرِ گروهِ حقوق " ، به جایِ" فِراقِ " استاد ، از "فراغِ " او سخن گفته است !
    از قضا چند روزِ پیش بود که برایِ ابتیاعِ یکی از مؤلّفاتِ آقایِ دکتر جعفریِ لنگرودی به " کتابفروشیِ ثقفی " یِ اصفهان رفته بودم وآنجا گفت و گویِ تأمّل برانگیزی را شنودم :
    مُشتریِ جوانی که دانش آموختۀ رشتۀ حقوق بود و خود را برایِ دورۀ تحصیلیِ سپَسین ( کارشناسیِ أرشد یا دکتری؟ ) آماده می کرد ، به بانویِ کتابفروش می گفت : "... مَحْشایِ قوانین را ندارید؟ " و آن بانو ، از راهِ أدب و آزرمْ ، سخنِ او را بدین گونه تصحیح می کرد که : "... بله ، مُحَشّایِ موردِ نظرتان اینجاست ! " .
    راستی ، در مراکزِ آموزشِ عالیِ " ممالکِ محروسه " چه می گذرد؟!...آیا با چُنین بِضاعتهایِ عِلمی و زبانی ، این دانش-آموختگانِ حُقوق از پسِ قِرائت و فَهمِ متونِ فقهیِ قُدَمائی برمی آیند؟ ...کسی "دِلواپَس " نیست؟!...در چُنین موارد ، حَقّی از کسی ضایع نشده-است؟!!
    دوشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ ساعت ۹:۵۷
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    بهمن خیابانی
    ۳۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۴۹
    با سلام و ادب
    استاد عزیز و گرامی
    نوشته هایتان را همیشه دنبال می کنم چه در مجلات و چه در وبلاگتان که به تازگی یافته ام. دو مورد در این نوشته اخیرتان زیاد آزارم داد؛ یکی این که کلماتی که باید جدا باشند پیوسته نوشته شده اند (مانند: مویه­گری) و دوم این که « گفت­و­گویِ» را چرا بدین شکل نوشته اید؟؟
    حتما غلط تایپی بوده است و لاغیر. خواهشمندم پس از نگارش یک دستی به نوشته هایتان بکشید تا خرده گیران خرده نتراشند.

    ارادتمند
    بهمن خیابانی