لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۲۰۳٫۲۷۳ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۸۴ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۱۹۸
    بازدید از این یادداشت : ۴۳۲

    پر بازدیدترین یادداشت ها :
    أَدیبِ اَرجمند و متنْ پِژوهِ گرامی ، شیخ قَیْس بَهْجَت العَطّار ـ دامَ فَضْلُه ـ ، در پیشگفتارِ متنِ نَهج البَلاغَه یِ شَریف که بر پایۀ چهار دستنوشتِ بسیار کُهَن و مُعْتَبَر پِژوهیده است ، آنجا که پاره ای از دَستآوردهایِ خویش را در تحقیقِ آن متنِ مَتین بَر می شُمارَد ، از تعلیقۀ شَریفِ رَضی ـ رَضِیَ اللهُ عَنهُ وَ أَرضَاه ـ بر خُطبۀ 32 1 در نوشتارِ استاد قَیس بَهجَت العَطّار ، شمارۀ خُطبه بنادُرُست ، « 23 » آمده است ؛ که لابُد سَهوی حُروفْنِگاشتی است . یاد می کُنَد که در آن رَضی نامِ کتابِ بُلَندآوازۀ جاحظِ بَصری را به ریختِ « البَیان و التَّبَیُّن » و نه « البَیان و التَّبیین » که زبانزَد است ، آورده . استاد قَیس بَهجَت العَطّار یادآور می گردد که هر چهار دستنوشتِ بسیار کُهَن و مُعْتَبَری که بر پایۀ آنها به تحقیقِ نَهج البَلاغَه یِ شَریف دَست یازیده است ، هَمین ضبطِ « البَیان و التَّبَیُّن » را دارند ، و همین نیز دُرُست است ، زیرا که در کهن ترین دستنوشتِ موجود از کتابِ یادْشُدۀ جاحِظ که مُوَرَّخِ 648 هـ . ق . است ، نامِ کتابِ جاحِظ به هَمین ریختِ « البَیان و التَّبَیُّن » آمده است ؛ و شیخ محمّد عَبدُه و دکتر صُبحی صالِح در نَهج البَلاغَه هائی که ویراسته و به چاپ رَسانیده اند ، بنادُرُست ، نامِ کتابِ موردِ گُفت و گویْ را به ریختِ « البَیان و التَّبیین » ضَبط کرده اند .
    ( نگر : نَهج البَلاغَة ، حقَّقَهُ و ضَبَطَ نَصَّهُ عَلَی أَربَع نُسَخٍ خَطّیّةٍ قَدیمَةٍ : الشَّیخ قَیس بَهجَت العَطّار ، ط : 1 ، قم : مؤسَّسة الرّافِد للمَطبوعات ، 1431 هـ . ق . ، ص 15 و 16 ، و 94 ) .

    حق به دَستِ أَدیبِ اَرجمند و متنْ پِژوهِ گرامی ، استاد شیخ قَیس بَهجَت العَطّار ـ دامَ فَضلُه ـ ، است ؛ و تُراثْ پِژوهِ ناموَرِ مِصری ، زنده یاد استاد عَبدُالسَّلام مُحَمَّد هارون ( 1327 ـ 1408 هـ . ق . ) 2 دربارۀ وی ، از جُمله ، نگر : أَعلام التُّراث فِی العَصرِ الحَدیث ، مَحمود الأَرناؤُوط ، ط : 1 ، بَیروت : دار ابنِ العِماد ـ و ـ الکویت : مکتبة العروبة ، 1422 هـ . ق . ، صص 169 ـ 171 . ـ تَغَمَّدَهُ اللهُ بغُفْرانِه ـ ، که شایعْ ترین ویراستِ کتابِ یادْشُدۀ جاحِظ به کوششِ وی طَبع و نَشر گردیده است هم ، به همین نتیجه رَسیده بود که باید در بازْچاپِ کتابِ جاحِظ ، همین ریختِ « البَیان و التَّبَیُّن » را به عنوانِ نامِ کتاب برگُزینَد و از « البَیان و التَّبیین » عُدول کُنَد .

    مرحومِ استاد عَبدُالسَّلام مُحَمَّد هارون ، در مُصاحبه ای که به سالِ 1401 هـ . ق . با یکی از مجلّاتِ عربستان کرده است ، به مُناسَبَتِ پُرسشِ گفت­و­گو­گَر از این که چرا در سُخنانِ خویش کتابِ یادْشُدۀ جاحِظ را « البَیان و التَّبَیُّن » می گوید و نه آنسان که زَبانزَد است : « البَیان و التَّبیین » ، در این باره توضیح می دِهَد و می گویَد که :

    أَوّلًا ، مُقتَضایِ متن و منطقِ مُحتوائیِ کتابِ جاحِظ آن بوده است که « البَیان و التَّبَیُّن » خوانده شود ، نه « البَیان و التَّبیین » . چرا که : « بَیان » همان « تَبیین » است و پذیرفتنی نیست که أَدیبی چون جاحِظ در نامگُذاریِ مشهورترین و مُتَداوَلْ ترین کتابِ خویش به چُنین لَغزِشی دُچار آمده باشد . بلکه هرکس کتابِ جاحِظ را نیک وارَسَد ، در می یابَد که این أَثَر از دو بَهرۀ مُتَداخِل تَشَکُّل یافته است : یک بَهره ، نُصوص و أَخبار و أَحادیث و خُطَب و وَصایا و سُخنانِ زاهِدان و بادیه نشینان و ... است که جاحِظ آنها را گُزینِش و گِردآوری کرده است ، و هَمین بَهرۀ کتاب است که جاحِظ آن را « بَیان » قَلَم داده است . بهرۀ دیگر ، نقدِ أَدبی است در قالبی ابتِدائی . جاحِظ ، چه دربارۀ این نُصوص و گُفتارها و چه در بابِ « سخن » به طورِ عام ، اندیشه ها و دیدگاهْهائی دارد ، از جنسِ همان دیدگاهْها که پَسانْ تر ، به نامِ « نَقد » خوانده شُد و جاحِظ در این کتاب با واژۀ « تَبَیُّن » از آن حکایت می کُنَد .

    ثانیًا ، ـ فارغ از رَهنمونیِ دَرونْمایۀ کتاب ـ از چشم اندازِ أَسنادِ تاریخی نیز نامِ این کتابِ جاحِظ را « البَیان و التَّبَیُّن » می یابیم ، نه « البَیان و التَّبیین » . نه تنها در دستنوشتهایِ کهنِ کتاب می توان این عِنوان را بوُضوح دید ، که در «رونوشتِ» انجامه ( / ترقیمه ) یِ یکی از نُسخه هایِ بسیار عَتیقِ کتاب که مُوَرَّخِ 347 هـ . ق .( یعنی کمتر از یک سَده پَس از مرگِ جاحظ ) بوده ، و آن رونوشت در دستنوشتی مَضبوط و مُعتبر برایِ ما به یادگار مانده است ، نامِ کتاب به همین ریختِ « البَیان و التَّبَیُّن » دَرج گردیده است .

    مرحومِ استاد عَبدُالسَّلام مُحَمَّد هارون ، پَس از بَیانِ این مَضامین ـ که ما به عبارتِ خویشتن و با لَختی کاهِش و تَلخیص گُزارش کردیم ـ ، خاطِرنشان می کند که ـ إِنْ شاءَ الله ـ در چاپِ پنجمِ این کتابِ جاحظ ، ریختِ صَحیحِ أَصیلِ نامِ آن را بدان باز خواهَد گردانید .
    ( نگر : قُطوف أَدبیَّة : دِراساتٌ نَقدِیَّةٌ فی التُّراثِ العَرَبیّ ـ حَولَ تحقیقِ التُّراث ـ ، عَبدُالسَّلام مُحَمَّد هارون ، ط : 1 ، القاهِرَة : مکتبة السُّنَّة ، 1409 هـ . ق . ، ص 97 و 98 ) .

    عِجالَةً خَبَری ندارم که آیا چاپِ پَنجُمِ کتابِ موردِ گُفت و گوی در زمانِ حیاتِ استاد عَبدُالسَّلام مُحَمَّد هارون ( فـ : 1408 هـ . ق .) صورت گرفت ، و اگر صورت گرفت ، آن مَرحوم توانست تَجدیدِ نَظَرِ دِلْخواهِ خویش را در آن إِعْمال کُنَد یا نه .

    ۱. در نوشتارِ استاد قَیس بَهجَت العَطّار ، شمارۀ خُطبه بنادُرُست ، « ۲۳ » آمده است ؛ که لابُد سَهوی حُروفْنِگاشتی است .
    ۲. دربارۀ وی ، از جُمله ، نگر : أَعلام التُّراث فِی العَصرِ الحَدیث ، مَحمود الأَرناؤُوط ، ط : ۱ ، بَیروت : دار ابنِ العِماد ـ و ـ الکویت : مکتبة العروبة ، ۱۴۲۲ هـ . ق . ، صص ۱۶۹ ـ ۱۷۱ .
    شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۳۱
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    سهیل یاری
    ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۲۲
    سلام بر جناب آقای جهانبخش عزیز
    سپاس فراوان از شما که این نکته درست و چشم و گوش وا کن را آفتابی تر کردید.