لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۲۰۸٫۴۲۰ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۱۳۳ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۲۰۲
    بازدید از این یادداشت : ۷۰۶

    پر بازدیدترین یادداشت ها :
    ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا﴾ ( أحزاب ، ۷۰ ).

    استاد محمّدرضا حکیمی در کتابِ إیمانِ فیلسوفان ، یک جا ( چ : ۱ ، قم : انتشاراتِ دلیلِ ما ،۱۳۹۲ هـ . ش . ، ص ۹۰ ) ، بصَراحت دربحث از « معادِ مثالی » می نویسند :

    « ...، و امام خمینی می گویند مخالف عقاید مردم مسلمان است »

    وآنگاه نشانیِ سخن را به دست می دِهَند در :

    « مناهج الوصول إلی علم الأصول ، ج۱ ، ص ۳۷۷ ـ ۳۷۸ ».

    نویسندۀ « سرآغازِ » کتابِ استاد حکیمی ، آقایِ حسینِ أنصاری ، از این هم مُغَلَّظ تر گفته و با استناد به همان نشانی نوشته اند :

    « امام خمینی ... این معاد را مخالف عقاید مسلمین دانسته اند » ( همان ، ص ۱۸ ).

    آیا براستی مرحومِ آیة اللهِ خمینی ، با آن گرایِشهایِ صدرائیِ شگرف ، دربارۀ « معادِ صدرائی »( سنج : همان ، ص ۱۷ و ۱۸ ) اینگونه سخن گفته ، و با چُنین لَحنی تکفیرگونه از مُخالفتِ آن با «عقایدِ مسلمین» ( بدین إطلاق و شُمول ) ، یاد کرده است؟ ... آیا آنچه از این گُفتآوردها در خاطِر می خَلَد ، همان است که اگر متنِ کامِلِ گُفتارِ آن فَقید هم خوانده شود ، به ذهن خواهد رسید ؟!

    در تاریخِ فکر و فرهنگ کسانی بوده اند که صدرایِ شیرازی را بصَراحت تکفیر کرده اند . خودِ صدرا هم جزوِ أصولِ دین نیست تا از خُرده گیری بر وی در أرکانِ مسلمانی خَلَلی افتَد! ...پس ، دغدغۀ أَصلیِ بحث ، بر سرِ کفر و إیمانِ فیلسوفِ شیرازی نیست . بحث بر سرِ آنست که چُنان سخنی با چُنین إِفادَت و دَلالَتی در موضعِ پیشگفتۀ مناهج الوصول إلی علم الأصول آمده است ، یا نه ؟

    سخنِ مرحومِ آیة اللهِ خمینی در نشانیِ یادشده ، این است :

    « ... في كيفية الثواب والعقاب الأخرويين :
    اختلفت الانظار في كيفية الثواب والعقاب الأخرويين :
    فذهب بعض : إلى أنها من قبيل التمثل الملكوتي عملا وخلقا واعتقادا ، وأن النفس بواسطة الأعمال الحسنة تستعد لاعطاء كمال تقدر به على تمثيل الصور الغيبية البهية ، وإيجاد الحور والقصور ، وكذا في جانب الأعمال السيئة ، وكذا الحال في الأخلاق والعقائد على ما فصلوا في كتبهم .
    وذهب آخر : إلى أنهما بحسب الجعل ، كالجعل في الجعالة ، وكالجزئيات العرفية في الحكومات السياسية ، كباب الحدود ، كما هو ظاهر الكتاب والسنة ، كقوله تعالى : من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها ومن جاء بالسيئة فلا يجزى إلا مثلها إلى غير ذلك .
    وذهب آخر : إلى أنهما بالاستحقاق وجزأ العمل ، بمعنى أنه لو أمرالله تعالى بشي فعمله أحد وتركه الاخر ، يكون المطيع مستحقا من الله تعالى أجر عمله ، ولا يجوز له تعالى التخلف عنه عقلا ، والعاصي مستحقا للعقوبة ، لكن يجوز له العفو .
    ثم إنه - بناء على المسلك الأول - يكون الاستحقاق واللا استحقاق بمعنى غير ما هو المعروف لدى الناس ، وأما بناء على جعلية الثواب فلا إشكال في قبح تخلفه بعد الجعل ، للزوم الكذب لو أخبر عنه مع علمه بالتخلف ، وتخلف الوعد والعهد مع الانشاء ، وقبحهما و امتناعهما عليه تعالى واضحان ، ولا كلام فيهما .
    وإنما الكلام في أن إطاعة أوامره تعالى هل توجب الاستحقاق ، أولا ، ويكون الاعطاء على سبيل التفضل ؟ والحق : أن من عرف مقامه تعالى ونسبته إلى الخلق ونسبة الخلق إليه ، وتأمل في قوى العبد و أعضائه ونسبتهما إلى بارئهما - جل شأنه - لا يتفوه : بأن صرف بعض نعمه في طريق طاعته تعالى موجب للاستحقاق ، و الأولى إيكال هذه المباحث إلى أهلها ومحلها .».

    آنچه من از این عبارات در می یابم ، آن نیست که معادِ مثالی ، « مخالفِ عقایدِ مردمِ مسلمان است » ؛ بلکه مرحومِ آیة اللهِ خمینی ، بیان می دارد که این برداشت و تلقّی ، غیر از آن چیزی است که از ظاهرِ کتاب و سنّت مُستفاد می شود و نزدِ مردم معروف است .

    باز می گویم و تأکید می کنم که قصدِ من ، هرگز این نیست که از « معادِ مثالی » دفاع کنم ؛ ولی این شیوۀ استاد حکیمی را نیز در استناد و إرجاع و نقلِ قول ، از جنسِ قولِ سَدید نمی یابَم .

    و اللهُ مِن وَراءِ القَصد .

    شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۰۸
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت