لینک های روزانه
    برای ما بنویسید



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    هومن
    ۵ شهريور ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۵۵
    سلام عليكم
    نظرِ شريفِ جناب عالي راجع به كتاب " فواكه البساتين " تأليف ميزراي طهراني چيست ؟
    آيا اين كتاب را براي مطالعه مناسب مي دانيد يا به نظرتان فقط يك " كنّاشة الفوائد " است ؟
    أفيدونا أفادكم الله
    پاسخ:
    سلام علیکم
    من کتاب یادشده را، در کتابفروشی دیده و تنها تَصَفُّحی إِجمالی کرده‌ام و با این پایه از وُقوف بی‌گُمان صلاحیت إِظهارِ نَظَرِ دَقیق دربارۀ آن نَدارَم .
    پیروز باشید!
    اسفندیار صفری
    ۹ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۲:۱۰
    باسمه تعالی
    با سلام و احترام خدمت استاد جهانبخش دامت برکاته
    رساله ای به نام رساله عدم سهو النبی(ص) به شیخ مفید(ره) منتسب شده است. در صحت این انتساب اختلاف نظر وجود دارد. بعضی گفته اند مرحوم مجلسی در ج ۱۰۷ بحار الانوار ص ۱۶۷ انتساب این رساله به مرحوم شیخ مفید را انسب دانسته است. در صورت امکان جناب استاد اگر نظرتان را در این باره اعلام فرمایید سپاسگزار خواهم بود. دعا گو و دعا جو.
    اسفندیار صفری
    پاسخ:
    سلام و درود و سپاس
    آری، در انتسابِ رسالۀ یادشده گُفت‌وگوست و بویژه برخی از ایستارهایِ تیز و تُندِ مُندَرِج دَر آن درنگ‌انگیزست. مَن‌بَنده دربارۀ این اِنتِساب تحقیقی علی حِده نکرده‌ام و همواره انتسابِ آن را را به شیخِ مفید تنها به اعتمادِ قولِ مشهور راجح دانسته‌ام.
    از دیگرسو، میانِ آثارِ مسلّم الانتساب به شیخِ مفید آن اندازه هماهنگی نمی‌بینم تا مثلًا از آن سنجه‌ای برگیرم و انتسابِ این رساله را مُنکِر شوم.
    چُنین می‌نمایَد که آثارِ شیخ در أَدوارِ مختلفِ حیاتِ او بر حسبِ اقتضائاتِ گوناگون و با جهتگیری‌هائی که لزومًا هَمسان نیست پدید آمده باشد؛ و العلم عند الله.
    هومن
    ۱۳ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۹:۰۹
    با تشكر از پاسخگويي شما ، چنانكه حضرت رسول الله صلى الله عليه و سلّم مي فرمايند : إذا أحب أحدكم أخاه فليخبره أنّه يحبّه [ رواه أبوداود السجستاني ] بنده نيز مي كويم به رغم اين كه حضرت عالي را زيارت نكردم ولي به شما و شيوه علمي و تحقيقاتي شما علاقمند هستم ، الحق كه جنابتان تأييدي بر فضل أهل إصفهان و مصداق آن گفتار سعيد بن المسيِب ره هستيد كه مي گفت : لو لا أني من قريش لأحببت أن أكون من عجم إصبهان
    پاسخ:
    درود و سپاس
    شرمسارم و ناسَزاوارِ مِهر و نیکوگمانیِ شما.
    "ما که باشیم که اندیشۀ ما نیز کنند؟!".
    تندرستی و کامگاری‌تان را از پروردگارِ مُتَعال خواهانَم.
    هومن
    ۱۲ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۵۰
    سلام عليكم ، أز آنجا كه حضرت عالي إصرار بر گذاشتن إعراب بر حروف داريد و آن را جزو رسم الخط مي دانيد چه خوب است كه بر گذاشتن دو نقطة زير " ي " هم اهتمام كنيد ( مثلا در جمله مي گويم و أمثاله ) چون همانطور كه مستحضر است فرق بين حرف ياء و ألف مقصورة " ى " همين دو نقطة است ، خواهشمندم اگر اشتباه عرض كردم ، كلام صحيح و راجح را در مورد اين موضوع بفرماييد ، وفقّكم الله لما يحبّ و يرضى
    پاسُخ:
    سلام علیکم
    از پیشنهادِ شما سپاسگزارم. آقایِ داریوشِ آشوری برایِ تَمییزِ انواعِ یاء تَمهیداتی دَر شیوۀ رسم الخطّیِ خویش اندیشیده‌اند. مَن‌بَنده بدانچه دَر سُنَّتِ کتابتِ ایرانی شایع‌تَر بوده است، بَسَنده کرده‌ام. البتّه آن یاء که می‌فَرمایید دَر پاره‌ای از نسخِ خطّیِ فارسی هَست.
    منم اینک
    ۵ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۲۴
    استاد عزیز
    معنی شنگینک و منگینک را جستجو کرده و نیافتم. راهنمایی بفرمایید.
    پاسخ:
    درود بر شُما که پیداست از نکته‌بینانید و بر کران از سَرسَری‌خوانی!
    پندارَم آن است که این دو تَعبیر را دَر غَزَلِ مولوی دیده یا شنیده‌اید.
    اُستاد دکتر مُحَمَّدرِضا شَفیعیِ کَدکَنی نوشته‌اند:
    «شنگینک و منگینک، تصغیرِ شنگین و منگین است. با این که منگ و شنگ هر دو به طورِ جداگانه دارایِ معنی است (شنگ: شاد و شوخ‌چشم؛ و منگ: بی‌خود و لایعقل)، مولانا، با افزودنِ "ین" به آخرِ شنگ و منگ، نوعی مُبالغه دَر جَنبۀ وَصفیِ آن‌ها إیجاد کرده است و با تصغیرِ آن‌ها مقصودِ خویش را به کمال رسانده است. شبیهِ این رفتار را با کلماتِ سنگین و جنگین نیز کرده و گُفته است (دیوانِ کبیر، ۵، ب ۲۷۲۵۰):
    اُفتاد دل و جانم دَر فتنۀ طرّاری
    سنگینک و جنگینک سربسته چو بیماری».
    (غَزَلیّاتِ شَمسِ تَبریز، مولانا جَلال‌الدّین مُحَمَّدِ بَلخی، مُقَدّمه [و] گُزینِش و تَفسیر: مُحَمَّدرِضا شَفیعیِ کَدکَنی، چ: ۹، تِهران: اِن۟تِشاراتِ سُخَن، ۱۳۹۷ هـ.ش.، ۱ / ۶۸۱).
    پیروز باشید و سربلند!
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۳۳۲٫۹۰۷ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۹۲ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۲۳۷

    پر بازدیدترین یادداشت ها :
    مقالات شهريور ۱۳۹۵
    راهِ نَفَسم بَسته شُد از آهِ جگَرتاب کو هَم۟نَفَسی تا نَفَسی رانَم ازین باب؟! (خاقانی) شیخِ شیراز، "سَعدی" یِ بی هَنباز، در قِط۟عَه ای که ظاهِرًا در ستایشِ «صاحِبدیوانِ» جُوَی۟نی است، گوید : تو آن نکرده ای از فِعلِ خیْر با مَن و غیْر که دَستِ قَصد کُنَد دامَنِ اُمید رَها جُز آستانۀ فَضلَت که مَقصِدِ أُمَمست به کیست در همه عالَم وُثوقِ أَهْلِ نُهیٰ ؟ به جُزْوی...
    يكشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱:۱۰
    أَبومَن۟صور عَبدُالمَلِکِ ثَعالِبیِ نیشابوری (فـ: 429هـ.ق.)، در تَتِمَّه ای که از برایِ کتابِ کِرامَندِ یَتیمَة الدَّه۟ر تَرتیب داده است، در ضمنِ مُعَرِّفیِ سَرایَندگانِ «ری وهَمَدان و اصفهان و سائِرِ بِلادِ جَبَل و نَواحیِ مُجاورِ آن از جُرجان و طَبَرستان»، دربارۀ «أبوالحسن محمَّد بن أحمد بن رامين» آورده است: «حَدَّثَنِی أَبُوال۟فَتحِ الدُّباوَندِی ـ...
    جمعه ۱۹ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۹:۳۵
    ناظِر به "تَعلیقۀ «هَمْریشـ»ـیّه" که به همین قَلَم و در همین سلسله یادداشتها انتشار یافت، فاضِلی نُکته بین به نامِ «یاسرِ شفیق» تَذکاری نوشته بودند از این قَرار: "چرا در برابر «هم پاچه» علامت تعجّب گذاشتید؟ گویا آگاه نیستید که «باجه» در زبان دری به معنی «داماد» است و «هم باجه» یعنی «هم داماد» در متعارف شما. حالا اگر شما «هم باجه» را «هم پاچه» می گویید «گناه بخت...
    چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۲:۰۶
    ( از مَباحثِ لُغَوی و لَغ۟وی! ) 1. واژۀ «باجِناغ» که «باجناق» هم نوشته می شود و لُغَتی است تُرکی که به زبانِ فارسی درآمده، به معنایِ شوهرِ خواهرِ زَن (/زوجه) است نسبت به شوهرِ خواهرِ دیگر، و در واقِع بیانگَرِ نسبت دو مَرد با یکدیگر که هر یک شوهر یکی از دو خواهر باشند. جُست و جو در لغت نامه یِ دِهخدا، ما را بدین برابرها از برایِ «باجناغ» رَهنمون می شود: بَجَناق ( که...
    جمعه ۱۲ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۹:۵۷
    عَلّامۀ نَبیل، سَیِّد عَلی خانِ مَدَنیِ شیرازی ( 1052 ـ 1120 هـ. ق.) ـ قَدَّسَ اللهُ نَف۟سَه وَ طَیَّبَ رَم۟سَه ـ، در کتابِ جَلیلِ أَنوار الرَّبیع، در گُفت و گوی از «الجِناس التّام و المُطَرَّف»، دو بیتِ « أَقُولُ لِظَب۟یٍ مَرَّ بِی وَه۟وَ رَاتِعٌ / أَأَن۟تَ أَخُو لَي۟لىٰ؟! فَقَالَ: يُقَالُ / فَقُل۟تُ: يُقَالُ ال۟مُستَقِيلُ مِنَ ال۟هَوىٰ/ إِذَا مَسَّهُ ضُرٌّ؟!...
    جمعه ۱۲ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۹:۴۸
    یکی از تَراجِم۟ پِژوهانِ مُعاصِر حِکایَت می کرد که: شَنیدم کَسی در بابِ سَعَۀ مَعلوماتِ فَقیهِ فرزانۀ عَصرِ صَفَوی، آقاحُسَینِ خوان۟ساری ـ قَدَّسَ اللهُ سِرَّهُ العَزیز ـ، سخن می گُفت و از جُمله به تَخَصُّصِ او در عِلمِ "شیمی" و "اَل۟کُل۟ شناسی" إِشارَت می کَرد. در شگُفت شُدم و در طَلَبِ خاستگاهِ این اِطِّلاعِ غَریب بَرآمَدَم. مَعلوم شُد در کتابی عِبارَتِ...
    جمعه ۱۲ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۹:۴۷
    مَرحومِ شَمس ال۟عُلَماءِ گَرَکانی (فـ: 1305 هـ. ش.) ـ رِض۟وانُ اللهِ عَلَیه ـ، در کِتابِ کِرامَندِ أَبدَع البَدایع، در أَواخِرِ فَصلی که در "السُّهولَة" پَرداخته است، ضِمنِ شَواهِدِ مَنظوم، این دو بیت را هم از سَعدی آورده است: «ای بادِ بهارِ عنبرین۟ بوی! در پایِ لطافتِ تو میرم! گَر می گذری به خاکِ شیراز، گو من به فلان زمین أَسیرم» سپس خود افزوده: «شاید این طور...
    جمعه ۵ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۱۰
    1. «دو صَد گُفته چون نیم کِردار نیست» گُفتۀ کیست؟ ریختِ کامِلِ بیتی که این لَتِ آن زَبانزَد گَردیده، از این قَرار است: «بزرگی سَراسَر به گُفتار نیست / دو صَد گُفته چون نیم کِردار نیست». عَلّامه عَلی أَکبَرِ دِه۟خُدا (فـ: 1334 هـ. ش.) ـ طابَ ثَراه ـ دَر کتابِ گِران ارزِ أَمثال و حِکَم ( چ: 6، تهران: مؤسَّسۀ اِنتِشاراتِ أَمیرکَبیر، 1363 هـ. ش.، 1 / 433، و 2 / 839) این بیت را به...
    چهارشنبه ۳ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۶:۳۳
    زنده یاد اُستاد دکتر پَرویزِ ناتِلِ خان۟لَری، عِلاوه بر مَقامِ شامِخی که در پِژوهشهایِ زبانی و أَدَبی داشت، نَث۟رنویسی گِران۟مایه و شاعِری پیش۟رو و بُلَن۟دپایه بود. دربارۀ نَثرِ خان۟لَری، خَیال می کُنَم داوَریِ دکتر إِحسانِ یارشاطِر شنیدنی باشَد که در سوکِ "سُخن۟ سالار" گُفته است: «در همۀ سالهائی که می زیست، من او را بهترین نثرنویسِ زبانِ فارسی می دانستم»...
    چهارشنبه ۳ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۶:۳۰