لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۳۳۱٫۷۶۸ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۸۴ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۲۳۷
    بازدید از این یادداشت : ۴۳۰

    پر بازدیدترین یادداشت ها :
    در داستانِ آن «أَمیر و غلامش که نماز باره بود و أُنسِ عظیم داشت در نماز و مُناجاتِ با حَق» که در دفترِ سومِ مثنوی معنوی آمده است، می‌خوانیم که وقتی أمیر از تأخیرِ غلام در خروج از مسجد به تنگ آمد و او را آواز داد که: چرا برون نمی‌آئی؟، غلام گفت:

    صبر کُن نَک آمدم ای روشنی!
    نیستم غافل که در گوشِ مَنی

    (تصحیح نیکلسون، د:3، ب: 3064) «نیستم غافل که در گوشِ مَنی»، یعنی چه؟

    یکی از گُزارندگانِ این بیتِ مثنوی نوشته است: «در گوش منی: صدای تو در گوش من است، فراموش نکرده‌ام» (درسِ مثنوی، دکتر محمّد استعلامی، چ: 8، تهران: انتشاراتِ زوّار، 1390ﻫ .ش. ، ص 156).

    بعضِ دیگر شُروحِ مثنوی (مانند شرحِ آقایِ کریم زمانی و شرحِ علّامۀ فقید استاد دکتر سَیِّد جعفر شهیدی) نیز مضامینی در همین حول و حوش، در معنایِ مصراعِ یاد شده به دست داده‌اند. گمان می‌کنم نظرِ این گُزارندگان در توضیحِ مصراعِ مزبور، صائب نباشد.

    یک معنای «گوش» و «گوشیدن»، انتظار و انتظار کشیدن و منتظر بودن است که «گوش داشتن» نیز به همین معنا به کار می‌رود. مولوی ـ‌ چُنان که بیاید ـ این معنا را نیک می‌شناخته و در این بیتِ مثنوی معنوی نیز «در گوشِ کسی بودن» به معنایِ منتظرِ کسی بودن است. «نیستم غافل که در گوشِ منی»، یعنی: غافل از این که در انتظارِ من هستی، نیستم؛ فراموش نکرده‌ام که مرا انتظار می‌کشی. «گوش» و «در گوشِ کسی/ چیزی بودن» بدین معنا که گفتیم با زبان و بیانِ سَرایندۀ مثنوی تناسبِ تام دارد. مولوی جایِ دیگر گفته است:

    بانگِ شتربان و جرس، می‌نشنود از پیش و پس
    ای بس رفیق و هم‌نَفَس، آنجا نشسته گوشِ ما

    (فرهنگِ بزرگِ سخن، ذیلِ «گوش» به معنایِ «منتظر» و «مراقب»)

    و نیز گفته:

    این دانه‌هایِ نازنین، محبوس مانده در زمین
    در گوشِ یک بارانِ خوش، موقوفِ یک بادِ صبا

    (همان، ذیلِ «در گوشِ ... » به معنایِ «در انتظارِ ... »).
    جمعه ۶ تير ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۰۲
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    سهیل یاری
    ۱۹ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۰۱
    درود بر شما
    ممنون از دقت و تصحیح شما.